X
تبلیغات
زنوزق

زنوزق

آذربایجان



Mahnıları dinləmək üçün Winamp proqramini yola salın!

 

İran Ordusunda Qulluq Edən Türk Əsgərlərinə!

07:12

Araz Elsəs

Araz Elsəs Dinlə

Əsir Azərbaycan

05:29

Almas Ildırım

Araz Elsəs Dinlə

Atlar

03:02

Araz Elsəs

Araz Elsəs Di


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 20:14  توسط وحدت  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 0:38  توسط وحدت  | 

«زنوزق» ويترين گمنام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 15:12  توسط وحدت  | 

بازديد از روستاي زنوزق از توابع شهرستان مرند

 
«زنوزق» ويترين گمنام ماسوله و ابيانه
روستاي پلكاني زنوزق با 4 هزار جمعيت ويژگيهاي يك دهكده توريستي را داراست، اما ناشناخته مانده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 15:4  توسط وحدت  | 


 

 

 

ماهنينين مودتی

(mega byte)حجم

اوخويان

اثرين آدی

00:10:23

9.50

-

آذربايجان مارالی

00:07:58

7.29

-

اودلار يوردو

00:10:22

10.29

بابا ميرزايئف

چاغيريرام گل

00:09:16

9.81

بابا ميرزايئف

گل-گل

00:06:19

6.16

بابا ميرزايئف

سنده همدم-منده همدم

00:03:53

4.12

بابا ميرزايئف

قاراباغ شيکسته سی

00:08:03

8.37

بابا ميرزايئف

سسله منی

00:03:07

2.94

تيمور مصطفايف

تويون موبارک

00:04:17

3.97

تيمور مصطفايف

نه قيش گئدير نه ياز وار

00:03:40

3.33

تيمور مصطفايف

بنؤوشه

00:04:53

4.47

تيمور مصطفايف

داريخيرام

00:05:32

5.68

تيمور مصطفايف

آذربايجاندا گؤزوم قالدی

00:05:28

5.17

تيمور مصطفايف

هارداسان

00:07:49

7.55

تيمور مصطفايف

اينانما يار

00:05:18

4.91

تيمور مصطفايف

ايسته ييرم گؤرم سنی

00:08:33

8.04

تيمور مصطفايف

لای لای

00:02:42

2.53

تيمور مصطفايف

ماراليم

00:04:47

4.80

تيمور مصطفايف

مئشه بگی

00:04:47

4.50

تيمور مصطفايف

اوخو تار

00:03:28

3.28

تيمور مصطفايف

قادان آليم

00:05:13

5.33

تيمور مصطفايف

من من من

00:07:46

7.21

تيمور مصطفايف

ای ساربان

00:05:45 5.45 تيمور مصطفايف سئوگيلينم من

00:04:44

4.44

تيمور مصطفايف

سندن سنه شيکايتيم وار

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 17:49  توسط وحدت  | 

ی داغ داشی گول ، باغچاسی گول ، تورپاغی مرجان

  ای آی کیمی اولدوزلار ایچینده مه تابان                 ی داغ داشی گول ، باغچاسی گول ، تورپاغی مرجان

  ای آی کیمی اولدوزلار ایچینده مه تابان                              

یوردباخ ـ یووام ائللر گولو دوغما وطنیمسن                           

فتولار

قارا داغ

میشو

آراز

ساوالان

کامال داغی

تبریز

اورمو           

دونیا هره سی بیر طرفه سنده منیمسن                                                        

             

یوردوم ـ یووام ائللر گولو دوغما وطنیمسن                                      

دونیا هره سی بیر طرفه سنده منیمسن                                                        

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 19:8  توسط وحدت  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 19:2  توسط وحدت  | 

شهریار

محمدحسین شهریار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

(تغییر مسیر از شهریار)
پرش به: ناوبری, جستجو
برای دیگر معانی به شهریار (ابهام‌زدایی) رجوع نمائید.
محمدحسین شهریار
زمینه فعالیت شاعر و ادیب
تولد ۱۲۸۵
تبریز، ایران
مرگ ۱۳۶۷
تهران
گفتاورد
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا


سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵ - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (قبل از آن بهجت) شاعر ایرانی بود که شعرهایی به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی دارد. از شعرهای معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» به فارسی و «حیدر بابایه سلام» (به معنی سلام بر حیدر بابا) به ترکی آذربایجانی اشاره کرد. روز وفات این شاعر در ایران روز ملی شعر نام‌گذاری شده‌است.[1]

فهرست مندرجات

[مخفی شود]

[ویرایش] زندگی

شهریار به سال ۱۲۸۵ درتبریز متولد شد.دوران طفولیت خود را در روستای مادری قایش قورشاق و روستای پدری خشکناب در بخش قره‌چمن آذربایجان ایران سپری نمود . پدرش حاج میر آقا خشکنابی نام داشت که در تبریز وکیل بود. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از تبریز به تهران رفت و در مدرسهٔ دارالفنون (تا ۱۳۰۳) و پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل داد. حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری «به علل عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر» ترک تحصیل کرد (زاهدی ۱۳۳۷، ص ۵۹). پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت و به سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. بعدها دانشگاه تبریز وی را يکی از پاسداران شعر و ادب ميهن خواند و عنوان استاد افتخاری دانشکده ادبيات تبريز را نیز به وی اعطا نمود شهریار پس از انقلاب ۱۳۵۷، شعرهایی در مدح نظام جمهوری اسلامی و مسئولین آن، از جمله روح الله خمینی و سید علی خامنه‌ای و نیز اکبر هاشمی رفسنجانی (انتشار پس از مرگ شهریار)سرود.

شهریار در روزهای آخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۱۳۶۷، بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرا در تبریز دفن شد. شهریار دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی داشت.[نیاز به ذکر منبع]

[ویرایش] عشق و شعر

مقبره شهریار در مقبره الشعرای تبریز
مقبره شهریار در مقبره الشعرای تبریز
شهریار در جوانی
شهریار در جوانی

گفته می‌شود، شهریار سال آخر رشته پزشکی بود که عاشق دختری شد.[نیاز به ذکر منبع] پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. گویا خانواده دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار مرفه‌تر بدهند. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این که فقط یک سال به پایان دوره ۷ ساله رشته پزشکی مانده بود ترک تحصیل کرد. غم عشق حتی باعث مریضی و بستری شدن وی در بیمارستان می‌شود. ماجرای بیماری شهریار به گوش دختر می‌رسد و همراه شوهرش به عیادت محمد در بیمارستان می‌رود. شهریار پس از این دیدار در بیمارستان شعری را که دو بیت آن در زیر آمده است، در بستر می‌سراید. این شعر بعد ها با صدای غلامحسین بنان به صورت آواز خوانده شد.

  • آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
  • بی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا

...

  • نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
  • دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

شهریار بعد از این شکست عشقی که منجر به ترک تحصیل وی می شود به صورت جدی به شعر روی می آورد و منظومه های زیادی را می سراید. وی اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۰۸ با مقدمه ملک‌الشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از اشعار او به فارسی و ترکی آذری، جز آثار ماندگار این زبان‌هاست. منظومه حیدربابایه سلام، سروده شده به سال ۱۳۳۳، از مهم‌ترین آثار ادبی ترکی آذری شناخته می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 18:53  توسط وحدت  | 

تف به ذات عشق و هر چی .......اره
يادتون باشه که دل، تخته ســـــــــــياه نيست که هر کي اومد روش بنويسه و هر کس هم رفت بشه اسمشو پاک کرد...تو این روزگار باید نقاب باشی باید نابود کونی تا نابود نشی باید له کونی تا له نشی و باید رو اسم عشق تف بندازی که کثیف ترین جمله دنیاست ...خوشا به حال لوطیان که عاشق نمیشن و عارف مسلکند                    
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 19:23  توسط وحدت  |